نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
شناخت مختصرى از زندگانى امام رضا (ع) نويسنده: مهدی پیشوایی حضرت على بن موسى الرضا عليهالسلام – در روز يازدهم ذيقعده سال ۱۴۸ هجرى ديده به جهان گشود(۱). مادر او بانويى با فضيلت بنام «تُكْتَمْ» بود كه پس از تولد حضرت، از طرف امام كاظم عليهالسلام -«طاهره» نام گرفت(۲)/ كنيه او «ابوالحسن» و لقبش «رضا» است. […]
شناخت مختصرى از زندگانى امام رضا (ع)
خلفاى معاصر حضرت
امام در عصر هارون
امين و مأمون؛ تفاوتها و تضادها
شكست امين
آزادى نسبى امام در زمان امين
مأمون كيست؟
خصوصيات مأمون
امام هشتم در عصر مأمون
چرا مامون مى خواست خلافت را به امام واگذارد ؟ دعوت مامون از امام عليه السلام به خراسان
ورود به پايتخت
مشكلات سياسى مامون
۱ ناخشنودى عباسيان از ماءمون –
۲ موقعيت برتر امين –
نكيه گاه ماءمون چه بود؟
۱-موضع علويان در برابر ماءمون
۲- موضع اعراب در برابر ماءمون و سيستم حكومتش
۳-كشتن امين و شكست آرزو
موقعيت دشوار
راه حل چند بُعدى
نقد و بررسى
پی نوشتها:
۱-طبرسى، اعلام الورى با علام الهدى، ط ۳، تهران، دارالكتب الاسلامية، ص ۳۱۳- كلينى، الأصول من الكافى، تهران، مكتبةالصدوق، ۱۳۸۱ ه’.ق، ج ۱، ص ۴۸۶- شيخ مفيد، الارشاد، قم، منشورات مكتبةبصيرتى، ص ۳۰۴/ 2-طبرسى، همان كتاب، ص ۳۱۳- مجلسى، بحارالأنوار، تهران، المكتبةالاسلامية، ۱۳۸۵ ه’.ق، ج ۴۹، ص ۵ و ۷-صدوق، عيون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۴/ 3-كلينى، همان كتاب، ص ۴۸۶- شيخ مفيد، همان كتاب، ص ۳۰۴/ 4-مجلسى، بحارالأنوار، تهران، المكتبة الاسلامية، ۱۳۸۵ ه’.ق، ج ۴۸، ص ۲۲۷- صدوق، عيون اخبار الرضا، تهران، دارالكتب الاسلامية، ج ۱، ص ۱۰۰/ 5-دوق، همان كتاب، ج ۲، ص ۲۲۶- على بن عيسى الأربلى، كشف الغمّة، تبريز، مكتبةبنى هاشمى، ۱۳۸۱ ه’.ق، ج ۳، ص ۱۰۵/ 6-صدوق، همان كتاب، ص ۲۲۶- على بن عيسى، همان كتاب، ج ۳، ص ۱۰۵- مجلسى، همان كتاب، ج ۴۹، ص ۱۱۵/ 7-لينى، الروضةمن الكافى، ط ۴، تهران، دارالكتب الاسلامية، ۱۳۶۲، ه’.ش، ص ۲۵۷- محقق، سيد على، زندگانى پيشواى هشتم، امام على بن موسى الرضا عليهالسلام -، قم، انتشارات نسل جوان، ص ۵۲- ۵۹- مجلسى، همان كتاب، ج ۴۹، ص ۱۱۵/ 8-امام بعدها در خراسان از موقعيت و محبوبيت خود در اين دوران در مدينه با خرسندى ياد مىكرد، چنانكه روزى به مأمون كه به مناسبت وليعهدى انتظاراتى از حضرت داشت، فرمود: «…اين امر(وليعهدى) هرگز نعمتى برايم نيفزوده است. من در مدينه كه بودم، دستخطم در شرق و غرب اجرا مىشد. در آن موقع استر خود را سوار مىشدم و آرام در كوچههاى مدينه راه مىپيمودم و در مدينه كسى از من عزيزتر و محترمتر نبود…» (مجلسى، بحارالأنوار، تهران، المكتبةالاسلامية، ۱۳۸۵ ه’.ق، ج ۴۹، ص ۱۵۵ – كلينى، الروضةمن الكافى، ص ۱۵۱- نيز ر.ك به: صدوق، عيون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۶۷/ 9-محقق، سيد على، زندگانى پيشواى هشتم؛ امام على بن موسى الرضا عليهالسلام، قم، انتشارات نسل جوان، ص ۵۸-۵۹/ 10- الكامل فى التاريخ، بيروت، دارصادر، ج ۶، ص ۸۷/ 11-محقق، سيد على، زندگانى پيشواى هشتم؛ امام على بن موسى الرضا عليهالسلام -، قم، انتشارات نسل جوان، ص ۶۰/ 12-اين داستان چنين نقل شده است: زبيده با هارون الرشيد شطرنج بازى مىكرد و چون رشيد بازى را باخت، زبيده به او حكم كرد كه بايد با زشتترين كنيز آشپزخانهاش همبستر شود. رشيد كه از اين امر بسى كراهت داشت، حاضر شد مالياتهاى سراسر مصر و عراق را به زبيده ببخشد تا او را از اجراى اين حكم منصرف سازد، ولى زبيده نپذيرفت. رشيد بناچار كنيزى بنام «مراجل» را يافت كه واجد همه اين صفات تنفرآميز بود.و با او همبستر شد و مأمون متولد گرديد(دميرى، حياةالحيوان، قاهره، مكتبةالتجاريةالكبرى، ۱۳۸۳ ه’.ق). اين داستان منافات با آن ندارد كه گفتهاند: مأمون در شبى زاده شد كه رشيد به خلافت رسيد، زيرا وليعهدها نيز پيش از رسيدن به خلافت بزرگترين قلمروها را در اختيار داشتند. مثلا همين رشيد سراسر كشور خود را ميان سه فرزندش تقسيم كرده بود(مرتضى الحسينى، سيد جعفر، زندگى سياسى هشتمين امام، ترجمه دكتر سيد خليل خليليان، چاپ چهارم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ۱۳۶۵ ه’.ش، ص ۹۷)/ 13-مرتضى الحسينى همان كتاب، ص ۹۷-۱۰۰/ 14- در مدارك اصيل تاريخى هنگام دعوت امام به مرو، نامى از خلافت يا ولايتعهد آن حضرت به ميان نيامده است و ظاهراً اين فكرى بوده كه بعداً براى مأمون پيش آمده و يا اگر هم قبلاً اين فكر را داشته ابراز نمىكرده است. در اين ميان، تنها بيهقى جريان را به نحو ديگرى ضبط كرده، و حتى مىنويسد: طاهر در عراق با امام به ولايتعهد بيعت كرد؛ ولى اين نقل چندان صحيح به نظر نمىرسد، زيرا اولاً طاهر در بغداد بوده و مسير حضرت را همه از طريق بصره نوشتهاند و ثانياً، نقل بيهقى، از ابتدا بحث از ولايتعهد دارد و سخنى از اصل انتقال خلافت در آن نيست، در حالى كه اغلب مورخان مىنويسند: مأمون به حضرت ابتدأاً پيشنهاد انتقال خلافت مىكرد. با اين حال در بعضى از رسالههايى كه به فارسى يا عربى در شرح حال آن حضرت نگاشته شده، مسئله بكلى خلط شده و دعوت از آن حضرت را رسماً به عنوان دعوت براى قبول خلافت تلقى كردهاند (محقق، سيدعلى، زندگانى پيشواى هشتم؛ امام على بن موسى الرضا – عليهالسلام -، قم انتشارات نسل جوان، ص ۷۲)/ 15-على بن عيسى الاربلى،، كشف الغمّة، تبريز، مكتبةبنى هاشمى، ۱۳۸۱ ه’.ق، ج۳، ص ۶۵ – شيخ مفيد، الارشاد، قم، منشورات مكتبةبصيرتى، ص ۳۰۹ – فتّال نيشابورى، روضةالواعظين، ط ۱، بيروت، مؤسسةالأعلمى للمطبوعات، ۱۴۰۶ ه’.ق، ص ۲۴۷/ 16-مجلسى، بحارالأنوار، تهران، المكتبةالاسلامية، ۱۳۸۵ ه’.ق، ج ۴۹، ص ۱۱۷، نيز ر.ك به: على بن عيسى الاربلى، همان كتاب، ج ۳، ص ۹۵/ 17-مجلسى، بحارالأنوار، ج ۴۹، ص ۱۱۷/ 18-مرحوم سيدعبدالكريم بن طاووس، صاحب فرحةالغرى، متوفاى ۶۹۳ ه’، شرحى در مورد ورود آن حضرت به قم نقل كرده است كه در جاى ديگرى ديده نمىشود. با توجه به اينكه شيخ صدوق عليه الرحمةكه خود قمى بوده و فاصله زيادى هم با زمان آن حضرت نداشته است، چيزى از آمدن آن حضرت به قم نقل نمىكند، بلكه مسير ديگرى را ذكر مىكند، نقل ابن طاووس چندان متقن به نظر نمىرسد (محقق، سيدعلى، زندگانى پيشواى هشتم؛ امام على بن موسى الرضا – عليهالسلام -، قم، انتشارات نسل جوان، ص ۷۴)/ 19- محقق، همان كتاب ص ۷۰ – ۷۴/ 20- الاربلى، همان كتاب ج ۳، ص ۶۶ – شيخ مفيد، الارشاد، قم، منشورات مكتبةبصيرتى، ص ۳۱۰ فتال نيشابورى، روضةالواعظين، ط ۱، بيروت، مؤسسةالأعلمى للمطبوعات، ۱۴۰۶ ه’.ق، ص ۲۴۸/ 21-شيخ مفيد، همان كتاب، ص ۳۱۰ – على بن عيسى، همان كتاب، ج ۳، ص ۶۵ – طبرسى، اعلام الورى باعلام الهدى، ط ۳، تهران، دارالكتب الاسلامية، ص ۳۳۳ – فتال نيشابورى، همان كتاب، ص ۲۴۸/ 22-صدوق، علل الشرايع، قم، منشورات مكتبةالطباطبائى، ج ۱، ص ۲۲۶ – فتال نيشابورى، روضةالواعظين، ط ۱، بيروت، مؤسسةالأعلمى للمطبوعات، ص ۲۴۷/ 23- طبرسى، اعلام الورى باعلام الهدى، ط ۳، تهران، دارالكتب الاسلامية، ص ۳۳۴ – شيخ مفيد، ارشاد، قم، منشورات مكبتةبصيرتى، ص ۳۱۰/ 24- على بن عيسى الاربلى مى گويد: من اين عهدنامه را به خط امام و ماءمون در سال ۶۷۰هجرى مشاهده كردم . وى متن آن را نسخه بردارى نموده در كتاب خود, كشف الغمّه , آورده است (ج ۳ ص ۱۲۳ ۱۲۸ 25- محقق , سيد على , زندگانى پيشواى هشتم , امام على بن موسى الرضا ـ عليه السلام ـ, قم , انتشارات نسل جوان , ص ۸۲ـ ۸۷ 26- على بن عيسى , همان كتاب , ج ۳ ص ۶۷ـ شيخ مفيد, همان كتاب , ص ۳۱۲ فتال نيشابورى , همان كتاب , ص ۲۴۹ 27- مرتضى الحسينى , سيد جعفر, زندگى سياسى هشتمين امام , ترجمهء دكتر سيد خليل خليليان , چاپ چهارم , تهران , دفتر نشر فرهنگ اسلامى , ۱۳۶۵ه.ش , ص ۹۷ـ ۱۲۳با تلخيص و اندكى تغيير در عبارت . ) 28- محقق , همان كتاب , ص ۱۳۸ـ ۱۴۱ منبع: سیره پیشوایان
Δ