نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ در میان انبوه روایتها و تحلیلهای عاشورایی، شخصیت حضرت رقیه (س)، دختر خردسال امام حسین (ع)، همواره جایگاهی ویژه داشته است؛ جایگاهی که فراتر از یک چهره صرفاً تاریخی، به «نماد» و «پیام» بدل شده است. آنچه این شخصیت را متمایز میسازد، نه فقط ابعاد عاطفی ماجرای اسارت و شهادت او در خرابههای شام، بلکه کارکردهای چندلایه او در گفتمان عاشورا و زیست مؤمنانه امروز است.
ظلمشناسی، درس ماندگار مکتب رقیه (س) است
حسن زلفی، مدیر حوزه علمیه امیرالمؤمنین علیهالسلام ابهر در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ با تأکید بر جایگاه این بانوی خردسال در فرهنگ عاشورا گفت: شخصیت حضرت رقیه (س)، فارغ از مباحث صرفاً تاریخی، به مثابه یک «پیام» و «نماد» از رنج و مظلومیت خاندان وحی، در حافظه جمعی شیعه تثبیت شده است.
وی افزود: آنچه در منابع متأخری همچون کامل بهایی، نفسالمهموم و بحارالانوار پیرامون احوال ایشان در شام گزارش شده، هرچند در سنجههای روایی صرفاً ابتدایی با محدودیت مواجه است، اما نمیتوان از کارکرد معرفتی و اقناعکنندگی آن در نظام گفتمانی عاشورا غافل شد.
مدیر حوزه علمیه امیرالمؤمنین علیهالسلام ابهر با استناد به آموزههای قرآنی، بر این نکته تأکید کرد: سن، هرگز مانعی برای ظهور حکمت و ایفای نقش در مسیر الهی نبوده است؛ چنانکه در قصه حضرت یحیی (ع) و سخن گفتن حضرت عیسی (ع) در گهواره، این اصل به روشنی تبیین شده است.
وی با بسط این نگاه به عصر حاضر، تصریح کرد: امروز یاد حضرت رقیه (س)، هر زمان که کودکی در راه دفاع از ایمان، میهن یا کرامت انسانی جان خود را فدا میکند، تداعیگر این حقیقت است که دشمنان حقیقت در طول تاریخ، میان کودک و بزرگسال تفاوتی قائل نبودهاند.
زلفی یاد دانشآموزان شهید میناب را نه صرفاً یادآوری یک فاجعه، که بازتولید همان الگوی مبارزه با ظلم در کالبدی نوین دانست.
وی با نگاه به ظرفیتهای تربیتی این شخصیت، خاطرنشان کرد: حضرت رقیه (س) صرفاً یک چهره تاریخی نیست، بلکه یک «مکتب تربیتی» تمامعیار است؛ مکتبی که به خانوادهها میآموزد پیوند با خدا، محبت به اهل بیت (ع) و استقامت در برابر سختیها، چگونه میتواند انسان را سربلند کند. گاه تأثیر یک اشک که در مسیر حقیقت جاری شود، از هزاران شمشیر برندهتر و ماندگارتر است.
أین أبی؟»؛ پرسشی که جامعه را هشیار کرد
حجتالاسلام مهدی جعفری در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ با تأکید بر لزوم میانهروی علمی در بررسی حوادث کربلا، گفت: در مواجهه با شخصیتهای تاریخی عاشورا، باید از دو رویکرد افراطی پرهیز کرد؛ رویکرد نخست، پذیرش بیچونوچرای مشهورات فاقد تحقیق است و رویکرد دوم، انکار بیدلیل هر گزارشی که در منابع کهن نیامده باشد، هر دوی این مسیرها، فهم عمیق پیام عاشورا را با اختلال مواجه میسازند.
وی با اشاره به محدودیتِ منابع اولیه در خصوص حضرت رقیه (س)، تصریح کرد: هرچند گزارشهای ابتدایی در این زمینه اندک است، اما مجموعهای از قرائن معتبر از جمله گزارشهای متأخر قابلاعتماد، استمرار سنت زیارت و پذیرش این شخصیت توسط علمای بزرگ شیعه موضوع را در حدِّ شایسته اعتنا قرار میدهد. بهبیاندیگر، بحث حضرت رقیه (س) نه صرفاً یک مسئله سندی محدود، که بخشی از «فهم پیامشناختی عاشورا» محسوب میشود.
کارشناس مسائل مذهبی با نقد نگاه فروکاهنده برخی پژوهشگران که عاشورا را صرفاً در «ظهر دهم محرم» خلاصه میکنند، بیان داشت: رسالت عاشورا با اسارت به پایان نرسید، بلکه در شام ادامه یافت. اگر کربلا، میدان جهاد فیزیکی بود، شام، میدان «روایت جهاد» و نبرد گفتمانی تمامعیار با نظام اموی بود. در این میدان، نقشِ حضرت رقیه (س) نقشی کلیدی و غیرقابلانکار است.
وی در تبیین این نقش، خاطرنشان کرد: یزید در صدد بود تا قیام امام حسین (ع) را یک شورش سیاسی علیه حکومت اسلامی جلوه دهد. اما هنگامیکه افکار عمومی شام، با کاروانی از اسیران مواجه شد که در میانشان کودکی خردسال، بیپناه و پرسشگر حضور داشت، تمام روایتسازی تبلیغاتی بنیامیه فرو ریخت.
جعفری تصریح کرد: حضرت رقیه (س) بهعنوان «یکی از عوامل اصلی شکست عملیات رسانهای امویان» ایفای نقش کرد؛ چراکه تصویر آن کودک اسیر، هرگونه توجیه شرعی برای ظلم یزید را بیاثر ساخت.
جعفری با تمایز قائل شدن میان دو رویکرد مواجهه با این شخصیت، گفت: اگر حضرت رقیه (س) را صرفاً یک چهره تاریخی مصیبتزده ببینیم، سهم ما از ایشان صرفاً «اشک» خواهد بود؛ اما اگر ایشان را «پیامآور عاشورا» تلقی کنیم، سهم ما «مسئولیت» خواهد بود.
وی تأکید کرد: ماندگاری یک روایت، نه فقط به اعتبار سندی آن، که به «ظرفیت فرهنگی» آن برای تولید معنا و جهتدهی به زیست انسانها بستگی دارد. از این منظر، تاریخ عاشورا باید مخاطب را به بصیرت و مسئولیتپذیری برساند، نه اینکه او را در گرداب احساسات صرف رها کند.
کارشناس مسائل مذهبی در عمیقترین بخش تحلیل خود، با اشاره به محوریترین جمله منسوب به حضرت رقیه (س) یعنی «أین أبی؟»، تأکید کرد: این پرسش، پیش از آنکه یک فریاد کودکانه عاطفی باشد، یک «پیام امامتشناختی» است. تمام روایت زندگی کوتاه آن حضرت، حول همین پرسش میچرخد؛ پرسشی که در سطحی عمیقتر، یادآور این حقیقت بنیادین است که جامعهای که امام خود را از دست بدهد، امنیت، آرامش و جهتگیری خود را نیز از دست خواهد داد. بهعبارت دیگر، حضرت رقیه (س) پیش از آنکه پیامآور مصیبت باشند، پیامآور «امامت» و «لزوم همراهی با حجت الهی» هستند.
وی بر لزوم تعادل معرفتی در پژوهشهای عاشورایی تأکید کرد و یادآور شد: همانگونه که بهرهبرداری احساساتی و نسبت مطالب بیسند به اهل بیت (ع)، خطایی آشکار است، سختگیری افراطی و کنار نهادن بیدلیل گزارشهای متأخر نیز رویکردی علمی و منصفانه نیست. آنچه میماند، ضرورت بازخوانی عاشورا با نگاهی جامعنگر است که هم به اعتبار سندی روایات و هم به ظرفیت فرهنگی و پیامشناختی آنها توجه داشته باشد.
حضرت رقیه (س)؛ تکمیلکننده رسالت عاشورا
معصومه مقدم، طلبه و فعال فرهنگی در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ با اشاره به نقش محوری این بانوی خردسال در واقعه عاشورا، گفت: حضرت رقیه (س)، با تأسی به حضرت زینبکبری (س) و امام حسین (ع)، نهتنها کاخ یزیدیان را به لرزه درآورد، بلکه «رسالت عاشورا» را در برهه حساس پس از شهادت، تکمیل کرد.
وی تصریح کرد: آنچه در خرابههای شام رخ داد، صرفاً یک روایت عاطفی نبود، بلکه نمایش «صبر راهبردی» و «بزرگمنشی ایمانی» در سختترین شرایط اسارت بود که چهره واقعی خلافت اموی را برای همیشه در حافظه تاریخ، رسوا ساخت.
طلبه و فعال فرهنگی با تأکید بر پیوند میان روایت کربلا و روایت شام، تصریح کرد: اگر حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع)، ستونهای اصلی گفتمانسازی پساعاشورا بودند، حضور حضرت رقیه (س) با آن قامت کوچک و اشکهای بیپناهش، این گفتمان را به عمق جان افکار عمومی نشاند. طلب دیدار پدر از سوی این کودک، در حقیقت، «پرسش هویتی یک امت بیامام» بود که ماهیت پلید یزیدیان را بیپاسخ و رسوا گذاشت.
وی سیره حضرت رقیه (س) را نه یک روایت صرفاً تاریخی، که یک «مکتب تربیتی زنده» توصیف کرد و درسهای آن را برای دختران امروز در سه محور اساسی تبیین نمود.
مقدم به پیوند عاطفه و ایمان اشاره کرد و افزود: حضرت رقیه (س) نشان داد که احساسات انسانی، اگر در مسیر ایمان و ولایت قرار گیرد، نهتنها ضعف نیست، که نیروی محرکه تغییرات بزرگ اجتماعی میشود. دختران امروز میتوانند با الگوگیری از این نگاه، عواطف خویش را در خدمت آرمانهای متعالی دینی قرار دهند، نه اینکه طعمه هجمههای عاطفی دشمن شوند.
وی «صبر فعال» را یکی از برجستهترین ویژگیهای حضرت رقیه(س) دانست و یادآور شد: صبر ایشان، نه از سر انفعال، که از سر بصیرت و وفاداری به امامت بود. این آموزه به دختران میآموزد که در شرایط سخت اجتماعی و فرهنگی، با حفظ ارتباط عاطفی با آرمانهایشان، میتوانند مقاومت کنند و شکست نخورند.
طلبه هیدجی و فعال فرهنگی با تأکید بر اینکه حضرت رقیه (س) با قامتی کوچک، بزرگترین ایستادگی را رقم زد، خاطرنشان کرد: این الگو، به دختران امروز میآموزد که برای دفاع از هویت دینی و کرامت انسانی، «سن و سال» هرگز مانع نیست و آنچه اهمیت دارد، اراده استوار و ایمان راسخ است.
وی با بسط این نگاه به عصر حاضر، بر جایگاه راهبردی دختران در اندیشه دینی تأکید کرد و متذکر شد: قیام کربلا نشان داد که یک دختر، فارغ از سن و ظاهر، میتواند «محور تحول افکار عمومی» باشد. این حقیقت، عزتنفس عمیقی به دختران میبخشد و آنان را از حصر نقشی صرفاً ظاهری، به ابعاد متعالی انسانی و اجتماعی ارتقاء میدهد.
مقدم با اشاره به مقاومت فرهنگی دختران ایرانی در برابر هجمههای بیسابقه دشمن، تصریح کرد: دختران امروز ایران، با تکیه بر همین الگوی ماندگار، تن به ذلت فرهنگی نمیدهند و ثابت کردهاند که «وارثان واقعی مکتب رقیه (س)» هستند؛ مکتبی که به آنان میآموزد چگونه در عین زیبایی، استوار؛ در عین لطافت، قدرتمند و در عین مهرورزی، ظلمستیز باشند.
شخصیتِ حضرت رقیه (س) را نمیتوان در چارچوب یک بحث صرفاً تاریخی یا یک روایت عاطفی محدود، محصور کرد. این شخصیت، در بستر فرهنگ شیعه، به تدریج به «ظرفیتی چندلایه» تبدیل شده است که هر یک از لایههای آن، پاسخی به نیازهایِ معرفتی، تربیتی و هویتیِ مخاطبان در اعصار گوناگون است.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
شما باید وارد سایت شوید تا بتوانید نظر دهید.